تبليغاتX
ایــده
نوشتن کتاب بر اساس نظرات خوانندگان 

 

نوشتن کتاب بر اساس نظرات خوانندگان

 

    ضمن تشکر از همراهی شما، جهت بهره بردن از نظرات سودمند شما جهت نگارش اولین کار مکتوبم که انصافاً به نکات قابل تأملی اشاره کرده اید، در این قسمت در نظر دارم به همگرا کردن این نظرات بپردازم. ابتدا نکات مورد نظر شما آورده می شود و سپس توضیحات خودم. 

 

                          

دکتر رضا آذین: تخصصی بودن کتاب 

-  به نظرم بسیاری از موضوعات تخصصی که کاربردی عینی و عمومی دارند را می توان به زبانی غیر تخصصی ارایه داد. مثلاً اینترنت موضوعی تخصصی است ولی بسته به مخاطب می توان آن را با سطوح مختلف ارایه داد. در این کتاب سعی می شود که به عنوان یک فرد غیر متخصص به موضوعات نگاه شود و از این زاویه نوشتن مطالب دنبال شود. خوشبختانه بنده در بسیاری از این زمینه های ذکر شده در فصل های این کتاب متخصص نیستم و این باعث می شود که بهتر بدانم که یک فرد غیر متخصص از این موضوعات چه می خواهد بداند و چه می تواند بداند. در واقع به قول مخابراتی ها یک نوع انتقال اطلاعات باند پایه از نویسنده به خواننده صورت می گیرد. هدف این است که یک دانش و یا اطلاعاتی که استفاده ایی عمومی دارند، به خواننده برسد.  هر چند امروز در کشور ما مشتریان امکان انتخاب های مختلف را از این تکنولوژی ندارند، (مثلاً برای استفاده از خط تلفن خانگی و یا تلویزیون، فقط یک گزینه پیش رو دارند) با این حال با افزودن اطلاعات بیشتر در این زمینه شاید زمینه ای جهت توسعه این تکنولوژی فراهم شود و یا حداقل جهت گیری های آینده مشخص شود.                    


ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط طالب مؤذنی در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 و ساعت 9:18
خستگی علمی 

 

خستگی علمی

 

چه تصوری از این اصطلاح دارید؟

 برداشت خودم این است که خستگی علمی حالتی در دانش آموز، دانشجو، محقق و یا استاد است که  فرد  توان، حال و حوصله مطالعه، فکر و تحقیق روی یک موضوع  علمی  را  ندارد.  از شما می خواهم تلقی  خودتان  را بگویید  و اگر  بتوانید  رابطه ای  بین کار علمی و احساس خستگی برقرار کنید.

 

   ضمناً  از همه شما  بابت توجه خوبتان به پست  قبلی تشکر می کنم. با توجه  به اینکه  می خواهم  کار نگارش  آن کتاب  را انشاءالله از  شنبه  آینده  شروع  کنم، در پست بعدی جهت جمع بندی روی جهت گیری محتویات آن، با انعکاس نظرات  اثرگذار   شما، به ذکر پاره ای توضیحات می پردازم. باز هم سپاس می گزارم که نظر بدهید.

 

|+|
نوشته شده توسط طالب مؤذنی در دوشنبه نوزدهم آذر 1386 و ساعت 1:11
مخابرات اینترنتی و تلویزیون دیجیتالی 

 

مخابرات اینترنتی و تلویزیون دیجیتالی

 

        در نظر دارم جهت ارتقای معلومات مخابراتی مردم در قرن ارتباطات کتابی تحت عنوان " مخابرات اینترنتی و تلویزیون دیجیتالی" بنویسم و منتشر کنم. سطح علمی و فنی آن در حدی خواهد بود که با سطح تحصیلات متوسطه قابل فهم باشد. در این راستا علاقمندم بدانم که مردم توقع دارند از مخابرات و تلویزیون چه بدانند.( البته به غیر از هزینه ها و مبلغ فیش ها !). واضح تر بپرسم: اگر شما بخواهید خواننده این کتاب باشید، توقع دارید که این کتاب چه مطالبی را پوشش داده باشد.

 

 عناوین پیشنهادی خودم برای فصل های این کتاب به صورت زیر است: 

 

       مقدمه

1-     تاریخچه مخابرات و تلویزیون

2-     شبکه های مخابراتی

3-     شبکه های کامپیوتری

4-     اینترنت

5-     تلفن اینترنتی

6-     تلویزیون دیجیتال

7-     توسعه مخابرات اینترنتی در ایران

علاوه بر آن، بسیار متشکر می شوم که مرا از پیشنهادات ارزشمند خود در ارایه و عرضه هر چه بهتر این کار بهره مند سازید.

 

 

|+|
نوشته شده توسط طالب مؤذنی در دوشنبه دوازدهم آذر 1386 و ساعت 8:23
دانشجوی خط عمود و دانشجوی خط افق 

 

دانشجوی خط عمود و دانشجوی خط افق

 

 

   حتماً با اصطلاح دانشجوی خط امام آشنا هستید. دانشجوی خط امام دانشجویی است که پیرو خط امام باشد. حال دو اصطلاح دیگر را اضافه و تعریف می کنیم تا وجه تمایز دانشجویان از یک لحاظ دیگر هم بررسی کنیم.

 تعریف می کنیم: دانشجوی خط عمود، دانشجویی است که برآیند فعالیت هایش به سمت بالا  است و یا به عبارتی عمود بر محور زمان است. به همین ترتیب دانشجوی خط افق دانشجویی است که برآیند فعالیتهایش به سمت جلو و به عبارتی به موازات محور زمان است. در اینجا به پاره ایی از مقایسات می پردازیم:

دانشجوی خط عمود زمان را به جلو می برد، دانشجوی خط افق، زمان او را جلو می برد.

دانشجوی خط عمود پیشرو محیط است، دانشجوی خط افق پیرو محیط است.

دانشجوی خط عمود اهل تغییر است، دانشجوی خط افق اهل توجیه است.

دانشجوی خط عمود تولید می کند، دانشجوی خط افق توزیع و یا مصرف می کند.

دانشجوی خط عمود تأثیرگذار است، دانشجوی خط افق تأثیرپذیر است.

دانشجوی خط عمود از استاد ماهیگیری می خواهد، دانشجوی خط افق از استاد ماهی می خواهد.

دانشجوی خط عمود روی تئوری فکر می کند تا آن را بکار گیرد، دانشجوی خط افق روی تئوری فکر می کند تا فقط آن را یاد بگیرد.

دانشجوی خط عمود برای هر جوابی سؤالی پیدا می کند، دانشجوی خط افق برای هر سؤالی جوابی پیدا می کند.

 

شما چه فکر می کنید؟

         

|+|
نوشته شده توسط طالب مؤذنی در دوشنبه پنجم آذر 1386 و ساعت 7:56