رسانه خیابان
جا دارد از حضور خیابانی و اعتراضی مردم تهران، شیراز، مشهد، تبریز، رشت و دیگر شهرهای شجاع کشورمان در 13 آبان تقدیر کنم. در جامعه ای که رسانه های عمومی نمی توانند صداهای جامعه را پخش کنند خیابان که عمومی ترین جا است جای اعتراض است و جا دارد که خیابان ها را تسخیر کرد و اعتراض های اینچنینی که برد مؤثرتر و مفیدتری دارد را همچنان با قوت و شدت ادامه داد. با این حال هیچ وقت نباید نسبت به خطاها و کاستی هایی که در هر کار انسانی وجود دارد غافل شد، خصوصاً خطاهایی که قبلاً تجربه شده اند. جنبش سبز هم از این قاعده مستثنی نیست و از این زاویه برای تقویت آن هر از چند گاهی نیاز به تنقیح و بررسی بی طرفانه دارد. از طرف مقابل حداقل باید این درس را بگیریم که اگر خود را نقد نکنیم و انتقادی درون جنبشی نداشته باشیم، خود عامل انحطاط و انزوای خود می شویم. در این نوشتار در نظر دارم قدری از این زاویه به حرکت های خیابانی جنبش سبز نگاه کنم و به نکاتی اشاره کنم.
1. این اولین تجربه مردم ما در حرکت های اجتماعی است که بدون رهبر می خواهند جنبشی را از طریق ساختار شبکه ای به پیش ببرند. لذا طبیعی است که در اوایل کار اشکالات و معایبی در نحوه حرکت، طرح مطالبات، دسته بندی و اولویت بندی مسایل پیش آید. از این رو نباید چندان خوشبین بود که همه چیز طبق برنامه و راهبردی از قبل تعیین شده پیش برود.
2. درست است که جنبش سبز بر خلاف جنبش اصلاحات، علاوه بر نخبگان و قشرهای دانشگاهی، توده های مردم را هم در بر می گیرد اما این گستردگی همچنان نیاز به وسیع تر و عمیق تر شدن دارد. در این شرایط نیاز است که تا حد ممکن جامعه به لحاظ ترویج و تعمیق اصول و دیدگاه های فکری این جنبش یکپارچه شود. شاید هیچ جامعه ایی به اندازه ایران اینقدر دچار اختلاف دیدگاه در بین عوام و نخبگانش نیست. نه فقط بین نخبگان و نخبگان، نخبگان و عوام، بلکه حتی بین عوام اینقدر اختلاف فکری و بینش در هیچ جامعه ای- حداقل در جوامع باثبات و آنهایی که به دموکراسی رسیده اند- نیست.
3. طرح خواسته های حداقلی و عملی که بتواند حامیان بالفعل حداکثری داشته باشد به گسترده تر شدن جنبش کمک می کند. بسیاری از خواسته های سیاسی مورد قبول اکثریت مردم کشور است اما در عمل ممکن است مورد استقبال آنها قرار نگیرد و این بخش از حامیان حرکتی در نشان دادن این خواسته ها نداشته باشند. جنبش سبز بهتر است از خواسته هایی شروع کند که حامیان بیشتری حاضر باشند برای دفاع از آن خواسته ها حرکت کنند. برای مثال برکناری شخص اول مملکت یا تغییر قانون اساسی ممکن است خواست بسیاری از مردم کشور باشد اما مطرح کردن آن، در عمل آن قدر حمایت را به همراه ندارد. واضح تر اینکه شعار طرفداری از مهندس موسوی از بار اجتماعی بالاتری نسبت به شعار علیه آقای خامنه ای برخوردار است. به همین صورت نه شرقی نه غربی، دولت سبز ملی توان اجتماعی بالاتری نسبت به نه شرقی نه غربی جمهوری ایرانی دارد. همچنین اجرای کامل قانون اساسی مقبولیت عملی بیشتری دارد تا تغییر اساسی قانون اساسی. حرکت بزرگ و بی سابقه مردم در روز 22 خرداد یکی از عواملش همین بود که کاندیدای خواست ملت که عملاً از او حمایت کردند مطالباتی حداقلی مطرح کرد طوریکه مردمی که این جنبش را در آن روزها خلق کردند با طرح چنین خواسته ها و شعارهایی بیشترین همبستگی و همرنگی را در جامعه به نمایش گذاشتند. رادیکال کردن خواسته ها و شعارها و تند و تیز کردن حرکت ها باعث باریک تر شدن جبهه های حرکت جنبش سبز می شود که این باعث افزایش ضربه پذیری جنبش می شود. علاوه بر حرکت های طولی جنبش سبز به سمت مخالفان، لازم است به همان اندازه و بل بیشتر به فکر حرکت های عرضی به سمت موافقان جنبش بود.
4. اشکالی ندارد که کسی نظر های متفاوتی برای پیشبرد حرکت جنبش سبز بدهد ولی مطرح کردن برخی خواسته ها به عنوان محور مطالبات بهتر است که با در نظر گرفتن ظرفیت های جامعه و ساختارهای مورد توافق اکثریت جامعه صورت گیرد. نظریه پردازان بجای عقلانی کردن خواسته های جدید و یا طرح شعارهای جدید ولو کوچک و کاملاً مصداقی، بهتر است به تعمیق و تبیین خواسته های گذشته و حال بپردازند.
5. فقط به فکر اینکه چه چیزی حق است نباید بود بلکه به فکر اینکه چه روشی جواب می دهد هم باید بود. البته استفاده از روش های نادرست ولو آنکه کارگر باشد درست نیست. حتی آنکه شعاری منجر به تغییری شود اما اگر به خود شعار اعتقاد نداریم سر دادن آن درست نیست. بر خلاف رویه طرف مقابل که وسیله را با هدف توجیه می کنند (مهم هدف است و نه وسیله)، برای ما هدف و وسیله به یک اندازه مهم است. در انتخابات یکی از دلایل موفقیت اکثریت اصلاح طلبان این بود که آنها از کاندیدایی حمایت کردند که امکان رأی آوری اش زیاد بود. اینکه چه کسی اصلاح طلب تر است را موقتاً کنار گذاشتند و دنبال این رفتند که کدام گزینه امکان رأی آوری بیشتری دارد. بعد از انتخابات هم باید به فکر راه و روش هایی بود که جواب دهد ولو آنکه حق و حقوق مردم خیلی فراتر از پیمودن این راه ها باشد.




